محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
406
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
و آنكه : « ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا . » « 1 » . آنكه سخن گفته و مىفرمايد : « وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ . » « 2 » . خداى سبحان : « وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ . » « 3 » ، و « يَعْلَمُ ما فِي قُلُوبِكُمْ . » « 4 » ، و « أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً . » « 5 » ، و « شَهِيدٌ عَلى ما يَفْعَلُونَ . » « 6 » ، و اوست كه تأكيد مىفرمايد : « إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى . » « 7 » ، و « مىبيند » ، « مىشنود » ، « مىداند » اينها بود كه بهطور كلّى اقوالى را كه در اين باب ما برخورد كرديم و آورديم . ولى آيا قرآن كريم ، مىخواهد اين حقايق را براى ما يادآورى كند تا در ما حالت خوف و ترس از برخى كيفر و عذابها و يا آرزوى برخى از اجر و پاداشها را بيدار كند ؟ به راستى ما نصوصى را در اختيار داريم كه همهء آنهايى را كه از اين قبيل بوده و به ما هشدار مىدهند و از مجازات معيّنى سخن مىگويند ، به كنارى نهاديم « 8 » تا در مجموعهء سوم از
--> ( 1 ) - مجادله ( 58 ) آيهء 7 : هيچگاه سه نفر باهم نجوا نمىكنند ، مگر اينكه خداوند چهارمين آنهاست و هيچگاه پنج نفر باهم نجوا نمىكنند ، مگر اينكه خداوند ششمين آنهاست ، و نه تعدادى كمتر و نه بيشتر از اينها ، مگر اينكه او ( خدا ) همراه آنهاست ، هرجا كه باشند . ( 2 ) - ق ( 50 ) آيهء 16 : ما انسان را آفريديم و وسوسههاى نفس او را مىدانيم ، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم . ( 3 ) - شورى ( 42 ) آيهء 25 : او ( خدا ) آنچه را انجام مىدهيد ، مىداند . ( 4 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 51 : و خداوند آنچه را ( از اعمال و مصالح بندگان ) در قلوب شماست ، مىداند . ( 5 ) - طلاق ( 65 ) آيهء 12 : علم خداوند به همه چيز احاطه دارد . ( 6 ) - يونس ( 10 ) آيهء 46 : خداوند شاهد و گواه بر اعمالى است كه انجام مىدادند . ( 7 ) - طه ( 20 ) آيهء 46 : من خود با شما هستم ، مىشنوم و مىبينم . ( 8 ) - اوّلا ، آياتى كه اين مطالب را بازگو مىكند ، نقش اعتقاديش بيشتر از نقش اخلاقى است ، به اين معنى كه جنبهء الهى و اوصاف پروردگار را بيش از جنبهء انسانى ( همچون واداشتن و ترغيب به عمل ) دارد و اين قبيل آيات بسيار زياد است . ثانيا ، نصوصى كه درصدد بيان واقعيّت قطعى هستند ، امكان ندارد كه با توجّه به فعل مذكور به عنوان يك انگيزه براى اراده منظور شود ، از اين قبيل است ، آيهء : « قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهادُ . » - آل عمران / 12 : ( به كافران بگو ! به زودى مغلوب خواهيد شد ( در اين دنيا خوار و در قيامت ) و به سوى جهنم محشور مىشويد و چه بد جايگاهى است ( دوزخ ) و -